طنز دانشمندان!


يه روز يه فيزيکدان، يه زيست شناس و يه شيمي دان که شنا بلد نبودن براي اولين بار ميرن به اقيانوس.

فيزيک دان ميگه: "من ميخوام درباره فيزيک امواج تحقيق کنم." و ميپره تو آب و ديگه برنمي گرده.

زيست شناس ميگه: " من ميرم درباره گياهان کف اقيانوس تحقيق کنم." و اونم به سرنوشت فيزيک دان دچار ميشه.

شيمي دان چند ساعتي منتظر ميشه و بعد توي دفترچه گزارشش مينويسه: " 1- آب دريا فيزيکدان ها و زيست شناس ها را در خود حل مي کند. ..."

 

توليد پلاستيک از شيره پوسته بادام هندي


درختان بادام هندي در جنگل هاي مناطق حاره يي از ويتنام تا برزيل گسترده شده اند. چسب، رزين، پلاستيک و رنگ محصولاتي هستند که از مشتقات نفتي به دست مي آيند. اکنون شرکت Cimteclab به فناوري جديدي به نام Cnsl دست يافته است که امکان توليد اين محصولات را از شيره پوسته بادام هندي ميسر مي کند. از اين شيره رزين به دست مي آيد و از رزين توليد چسب و رنگ، لاک داخل لوله، لمينيت کفپوش، پلاستيک و لاک براي رنگ کردن چوب امکان پذير مي شود. به گزارش مهر محققان اين شرکت در اين خصوص اظهار داشتند؛ «علاوه بر سازگارپذيري زيستي اين محصولات، توليد پلاستيک و رزين از شيره پوسته بادام هندي مزيت هاي اقتصادي نيز دارد به طوري که هزينه هاي محصولات مشتق شده از اين رزين حداکثر سه برابر کمتر از هزينه محصولات مشابه توليد شده از نفت است.» اين شرکت در حال حاضر دو کارخانه توليد اين رزين را در مناطق حاره يي هند و برزيل تاسيس کرده است. در اين دو منطقه بيشترين ميزان بادام هندي کشت و توليد مي شود. پيش بيني مي شود از آغاز سال 2010 عرضه تجاري اين محصول با حجم توليد جهاني حداقل 15 هزار تن در سال آغاز شود

طیف نشری و خطی

انرژي  تابشي متشکل از دو ميدان نوساني و مغناطيسي والکتريکي است که در فصا با حرکت موجي انتقال مي يابد

براي هر موج فاصله در ماکزيمم يا دو مينيمم يک طول موج يا لاندا   ناميده مي شود

  امواج الکترومغناطيس شامل محدوده وسيعي از طول موج ها هستند که تنها بخش کوچکي از آن توسط چشم ما قابل ديدن است
اين امواج از  طول موجهاي بسيار کوتاه با انرژي هاي بسيار بزرگ مانند اشعه گاما  تا طول موج هاي بسيار بلند باانرژي هاي بسيار کم مانند امواج راديويي را در برميگيرند . از اين بين تنها بخش کوچکي از امواج توسط چشم ماقابل ديدن مي باشد

 وقتي شعاعي از تابش الکترومغناطيس از يک منشور ميگذرد ، شکسته مي شود . درجه شکست بستگي به طول موج آن شعاع دارد طول موج هايکوتاه بيش از طول موج هاي بلند شکسته ميشوند بنابراين براي تجزيه يک شعاع تابش متشکل از طول موجهاي مختلف به طول موج هاي تشکيل دهنده آن مي توان از منشور استفاده کرد

 
طيف پيوسته

 چون نور سفيد ترکيبي از تمامي رنگهاست و تمامي طول موجهاي محدوده مرئي راشامل ميشود پس اگر از منشور عبور کند نوار عريضي از رنگها را شامل ميشود که مانند رنگين کمان پيوسته اي است که در آن کناره هر نوار رنگي  به کناره نوار مجاوردر هم مي آميزد مثلا بنفش در آبي و آبي در سبز و .... به اين طيف، طيف پيوسته ميگويند زيرا تمامي طول موج ها در بر مي گيرد
ولي اگر شعاعي که از منشور ميگذرد همه طول موج ها نداشته باشد طيف حاصله يک طيفي است که طيف خطي ناميده ميشود طيف خطي فقط شامل طول موجهاي معيني بوده و در بين خطوط مربوط به طول موجهاي خاص نوار هاي تاريک ديده ميشود 
از ديدگاهي ديگر طيف ها را مي توان به دو نوع جذبي و نشري تقسيم کرد 

 

طيف جذبي :

 وقتي به يک ماده نوري را ميتابانيم ماده قسمتي از نور تابيده شده را جذب کرده وباقي را عبور دهد اگر نور عبور کرده را از يک منشور عبور دهيم به طيف حاصله طيف جذبي ميگويند . طيف جذبي ميتواند خطي يا پيوسته باشد

طيف نشري :

 اگر يک ماده را از طريق حرارت دادن ويا قوس الکتريکي و يا يه هر طريق ديگر به شدت گرم کنيم ماده از خود نور تابش ميکند ( پديده نشر ) در صورتيکه تابش نشرشده را از يک منشور عبور دهيم به طيف حاصله طيف نشري گفته ميشود طيف نشري هم ميتواند خطي يا پيوسته باشد

 

 
طيف نشري خطي اتم ها :

 اگر اتم هاي گازي شکل يک عنصر را در يک قوس الکتريکي ، يک جرقه الکتريکي ،ويا شعله گرم کنيم نور از آنها منتشر ميشود . اگر شعاعي از اين نور را توسط منشور تجزيه کنيم يک طيف خطي حاصل ميشود از اين رو به آن طيف نشري خطي اتمي ميگويند

 براي بررسي چگونگي اين پديده ، اتم هيدروژن را در نظر ميگيريم : 

اتم هيدروژن تنها داراي يک الکترون است واين الکترون در پايين ترين مدار آن يعني مدار اول قرار داردبه اين حالت، حالت پايه مي گويند . وقتي اتم هيدروزنرا گرم کنيم الکترون آن تحريک شده وبا جذب انرژي از تراز پايه به تراز هاي بالاتر مي جهد اين حالت را حالت برانگيخته مي گويند . ولي الکترون در تراز هاي بالاناپايدار بوده و با رها کردن انرژي جذب کرده به تراز هاي پايين تر بر مي گردد و اين بار انرژي کسب کرده را  به صورت تابش بر مي گرداند

اگر الکترون از تراز i به تراز f ارتقا  يابد به اندازه تفاوت انرژي  اين دو تراز يعني به اندازه( Ef – Ei) انرژي جذب ميکند و در برگشت در صورتي که به همان تراز i

برگردد همان مقدار انرژي را نشر ميکند .

بنابراين مي توان نتيجه گرفت هرچه تفاوت انرژي دو لايه بيشتر باشد انرژي نور نشري بيشتر و طول موج آن کوتاه تر است . طول موج تابش نشر شره در انتقالات را مي توان با بکار گيري فرمول زير محاسبه کرد


 نکته

 1. هم در طيف نشري  و هم در طيف جذبي هر عنصر ، طول موجهاي معيني وجود دارد كه از ويژگيهاي مشخصه آن عنصر است. يعني طيفهاي نشري  و جذبي هيچ دو عنصري مثل هم نيست.

2. اتم هر عنصر دقيقا همان طول موجهايي از نور سفيد را جذب مي‌كند كه اگر دماي آن به اندازه كافي بالا رود و يا به هر صورت ديگر بر انگيخته شود، آنها را تابش مي‌كند

آيا واقعيت دارد که آب گرم زودتر از آب سرد يخ مي زند ؟


 اما اين موضوع را از زمان ارسطو مي‌دانستند و افرادي مانند ارسطو ، بيکن و دکارت مطالعاتي روي آن انجام داده بودند اما اين پديده تاسال 1969عملا در تحقيقات علم مدرن وارد نشده بود. در اين سال دانش آموزان مدرسه‌اي در تانزانيا نسبت به اين پديده کنجکاو شده و آزمايش هايي روي آن انجام دادند و نام آن را امپمبا گذاشتند.
منظور از امپمبا چيست؟
اگر درون دو ظرف که شکل و جنس کاملا يکساني دارند، مقدار آب کاملا مساوي ريخته شود و اختلاف دماي آن‌ها حدود 20 يا 30 درجه سلسيوس باشد و آن‌ها را با دقت بسيار زياد و با يک روش سرد کنيد، مشاهده خواهيد کرد که آب گرم زودتر از آب سرد يخ مي‌بندد و ما امپمبا را مشاهده خواهيم کرد. براي بررسي دلايل اين پديده توجه به موارد زير ضروري است:
اگر شما دوظرف آب با دماي داشته باشيد، گرچه دماي آن دوظرف يکسان است اما ممکن است خصوصيات بسيار متفاوتي داشته باشند. به عنوان نمونه يکي دماي جداره اش بسيار سرد و دماي مرکزش بسيار گرم است، در حاليکه ديگري دماي تمام نقاطش يکسان است. در واقع دماسنج ميانگين دما را تعيين مي کند. يا اين که آب گرمي که تا خنک شده باشد با آبي که از ابتدا بوده است، بسيار متفاوت است. چرا ؟ ممکن است جرمش کم شود يا اين که جريان‌هاي همرفتي سبب ايجاد يک توزيع ناهمگون در آب شوند . حتي ممکن است آب گرم تغييراتي در محيط اطراف خود يا ظرف به وجود آورد .

حال به بررسي دلايل مي پردازيم:

1- فرض نماييد که اگردرون دو ظرف که شکل و جنس کاملا يکساني دارند ، با مقدار آب کاملا مساوي ريخته شود و تفاوت دماي آن‌ها حدود 20 يا 30 درجه سلسيوس باشد و آن ها را با دقت بسيار زياد و با يک روش مي‌خواهيم سرد کنيم تا دماي آن ها به صفر برسد:
هنگام سرد شدن آب گرم ممکن است بخش قابل توجهي از آن بخار شود . اين تبخير دو تاثير در جريان خنک شدن آب مي‌گذارد. اول اين که جرم آب کم مي‌شود، پس خنک شدن آن راحت‌تر و سريع‌تر مي شود و دوم اين که براي عمل تبخير نياز به گرما مي باشد و اين گرما را از محيط اطراف خود مي‌گيرد در نتيجه آب باقيمانده سريع تر سرد مي شود. تبخير بدون ترديد يک عامل مهم توضيح پديده امپمبا است. اما تنها دليل نيست زيرا پديده تبخير نمي تواند مواردي از امپمبا را که در ظرف هاي در بسته انجام مي‌شود را توجيه کند.

2- مي‌دانيد که انحلال پذيري گاز ها با افزايش دما در آب کمتر مي شود. آب داغ گاز کمتري را نسبت به آب سرد در خود به صورت محلول دارد. اين موضوع مي تواند سبب آسانتر شدن همرفتي در آب گرم شود و آب گرم به طور يکنواخت تري خنک شود يا شايد بر اثر اين پديده گرماي لازم که بايد از واحد جرم آب گرفته شود تا آب گرم يخ ببندد ، نسبت به آب سرد کاهش يابد. گرچه بسياري از آزمايشگران طرفدار اين توجيه هستند، اما تاکنون هيچ روش محاسبه‌اي براي آن ارائه نشده است.

3- احتمالا هنگامي که آب سرد مي‌شود، جريان‌هاي همرفتي گسترش مي يابند و ديگر يک توزيع يکنواخت حرارت در حجم آب نخواهيم داشت. مي‌دانيم که چگالي با افزايش دما کاهش مي‌يابد و به همين دليل سطح آب از ته آن گرم تر است. آب گرم چگالي کمتري دارد، پس سبکتر است و روي آب سرد که سنگينتر است قرار مي گيرد. اين پديده ( اثر سطح داغ ) ناميده مي‌شود . مي‌دانيم که حرارت آب از سطحش به بيرون منتقل مي‌شود . پس آب با سطح داغ ، حرارتش را سريع تر از آنچه انتظار داريم از دست مي‌دهد. وقتي آب گرم اوليه خنک مي‌شود، ممکن است به دليل جريان هاي همرفتي يک سطح داغ در آن ايجاد شود. پس سرعت خنک شدن آن از سرعت خنک شدن آب سرد اوليه در دماي ميانگين يکسان بيشتر مي شود.

4 -ايجاد تغيير در محيط : تفاوت نهايي بين سرد کردن آب گرم و آب سرد به خود آب مربوط نمي‌شود، بلکه به محيط اطراف بستگي دارد. آب گرم ممکن است در محيط اطراف خود تغييراتي ايجاد کند که در کل روند سرد کردن تاثير بگذارد . براي نمونه اگر ظرف ها را روي لايه‌اي از يخ بگذاريم، ظرفي که داراي آب گرم است مي‌تواند يک لايه از يخ زير خود را ذوب و در حقيقت در آب صفر درجه ي حاصل قرار گيرد و تماس بهتري با سطح خنک کننده برقرار کند و انتقال حرارت راحت تر صورت گيرد.

گرچه به ذکر دلايلي براي توجيه اين پديده اشاره گرديد، اما هنوز هيچ توضيح قابل قبول و ثابت شده‌اي براي اين پدِيده ارائه نشده.

نحلال پذيري (حلاليت) مواد در آب


ميزان حل شدن مواد مختلف در آب حتي در دماي يکسان متفاوت است. بيشترين مقدار يک ماده که در دماي معيني در 100 گرم آب حل مي شود انحلال پذيري آن ماده را مشخص مي کند. در اين صورت محلول حاصل يک محلول سير شده است يعني توانايي حل کردن مقدار بيشتري از ماده حل شونده را ندارد.
 
يادآوري: مخلوط همگن را محلول مي گويند هر محلول دست کم از دو جزء تشکيل شده است آن جزء که مقدار مول بيشتري را شامل مي شود حلال و جزء ديگر حل شونده نام دارد.
 
مواد محلول، نا محلول و کم محلول:
 
با توجه به ميزان انحلال پذيري مواد آنها به سه دسته تقسيم مي شوند:
 
الف) مواد محلول: به موادي گفته مي شود که انحلال پذيري آنها بيش از 1 گرم باشد. يعني بتوانند بيش از يک گرم در 100 گرم آب حل شوند.
 
ب) مواد نامحلول: به موادي گفته مي شود که انحلال پذيري آنها کمتر از 01/0 گرم باشد يعني نتوانند بيش از 01/0 گرم در آب حل شوند.
 
پ) مواد کم محلول: به موادي گفته مي شود که انحلال پذيري آن ها بين 01/0 تا 1 گرم حل شونده در 100 گرم آب است.
 
آشنايي با ترکيب هاي محلول و نامحلول :
 
الف) ترکيب هاي محلول
 
1) تمام نيترات ها محلول هستند.
 
2) تمام کلرات ها محلول هستند.
 
3) تمام استات ها محلول هستند به جز مس (II) استات كه کم محلول است.
 
4) تمام فلوئوريدها محلول هستند به جز فلوئوريدهاي کلسيم، سرب، باريم، منيزيم.
 
(منزيم، باريم، سرب، کلسيم : منباکس)
 
5) تمام کلريدها ، برميدها و يديدها محلول هستند به جز کلريدها، برميدها، و يديدهاي سرب، مس (I) ، جيوه ي (I) ، نقره .
 
( جيوه ، نقره ،‌مس ( I ) و سرب : جينمس )‌
 
6) تمام سولفات ها محلول هستند به جز سولفات هاي باريم، سرب، کلسيم، نقره، استرانسيم (بس ناک)
 
سولفات باريم و سرب ( بس) نامحلول هستند و سولفات هاي نقره، استرانسيم و کلسيم (ناک) کم محلول مي باشند.
 
7) تمام اسيدها محلول هستند به جز بوريک اسيد و سيليسيليک اسيد .
 
ب) ترکيب هاي نامحلول (رسوب)
 
1) تمام سولفيدها نا محلول هستند به جز سولفيد فلزهاي قليايي و آمونيوم سولفيد
 
2) تمام فسفات ها نامحلول هستند به جز فسفات فلزهاي قليايي و آمونيوم فسفات
 
3) تمام کربنات ها نامحلول هستند به جز کربنات فلزهاي قليايي و آمونيوم کربنات
 
4) تمام بازها يا هيدروکسيدها نامحلول هستند به جز هيدروکسيدهاي فلزهاي قليايي و آمونيوم هيدروکسيد
 
5) در ميان هاليدهاي نقره فقط نقره فلوئوريد (AgF) محلول است و ساير هاليدهاي نقره نامحلول هستند.
 

 
انحلال پذيري نامحدود :
 
مهمترين موادي که انحلال پذيري آنها در آب حدود معيني ندارد ( يعني به هر نسبتي در آب حل مي شوند) عبارتند از:
 
1) الکل هاي سبک مانند اتانول و متانول
 
2) استون
 
3) کربو کسيليک اسيدهاي سبک مانند استيک اسيد و فرميک اسيد


 

هر 6 حالت ماده

 

جامد Solid
ماده ی متراکمی که سخت ترین حالت هر ماده را می سازد . اتم های نزدیک به هم، الگوهای منظمی به اسم شبکه به وجود می آورند ؛ که توسط یک نیروی قوی در کنار هم تقریبا ثابت می شوند. فقط در جای خودشان به آرومی ارتعاش می کنند. البته سختی یک جسم به شیوه ی آرایش و نحوه ی حرکت اتم های آن هم بستگی دارد. مثلC کربن که گاهی به شکل گرافیت و گاهی به هم درخشندگی الماس است.

مایع Fluid
در مایع دیگر آن قیدی که مولکول های اتم در جامد دارند ، وجود ندارد و مولکول ها می توانند در بین همدیگر بغلتند و از شکل ظرفشون الگو برداری می کنند .

گاز Gas
مایع را در نظر بگیرید اگر به مولکول ها و اتم هایش البته بسته به نوع آنها مقداری انرژی بدهیم حرکت غلطیدن و جابجایی مولکول ها دیگر کاملاً مستقل می شود و تقریباً بدون هیچ وابستگی به دیگر مولکول ها به هر سمتی حرکت می کنند ، و گاهی به صورت تصادفی باهم برخود دارند.

پلاسما Plasma
به طور خیلی خلاصه پلاسما همان گاز یونیزه شده است. یعنی الکترون مولکول های گاز، با گرفتن انرژی مولکول ها را ترک کردند.
خیلی از چیز های آشنا هم از پلاسما ساخته شده اند مثل همین خورشید. حتی گاز درون مهتابی خانه ها هم وقتی روشن می شود ، پلاسما می شود.
در لحظات اولیه ی پس از بیگ بانگ big bong))هم به علت وجود حرارت زیاد، گاز ها یونیزه شده بودند و جهان از پلاسما پر شده یا بهتر است بگوییم ساخته شده بود.
و اما دو حالت دیگر که البته بهتر است کمی وارد کوانتوم شویم و اسپین را تعریف کنیم. یک مربع را در نظر بگیرید، اگر 90 درجه یا 1/4 دور ، آن را بچرخانیم، دوباره شبیه حالت اولش می شود، پس اسپین آن را 4 معرفی می کنیم . یا مثلا یک مثلث متساوی الاضلاع که با چرخیدن 1/3 دور، دوباره شبیه حالت اولش خواهد شد، پس اسپین مثلث 3 است.
در طبیعت هم ذرات بنیادی همین خواص را دارند و بعضی از آن ها با چرخیدن کسری از دایره، به شکل اولشان باز می گردند. پس اسپین اون ها عدد کاملی است.
اما چیز های جالب تر هم وجود دارند که با یک دور چرخیدن هم، به حالت اولشان باز نمی گردند؛ و باید بیشتر از1دور، یعنی 2و3و... دور بزنند تا به حالت اول برگردند، پس اسپین های 1/2و 1/3 و... را تشکیل می دهند.

حالت 5
چگال بوز-اینیشتین Bose-Einstein condensate
Discoverd in 1995
ذرات بنیادی که دارای اسپین کامل مثل2و3و... هستند را بوزون می نامند. که به اسم ساتیندرا بوز هندی نام گذاری شده اند. از این بوزون ها می شود از مزون و فوتون یاد کرد . برخی عناصر از جمله هلیوم هم بوزون محسوب می شود. قضییه اسپین و آمار می گوید در یک تابع موجی، با عوض کردن جای دو بوزون همسان، تابع تغییر نمی کند و تغییر علامت نمی دهد.
به همین هم به علت تغییر نکردن تابع موج، تعداد مختلفی از بوزون های همسان، این توانایی را دارند تا یک حالت کوانتومی را در یک زمان، در فضای هیلبرت اشغال کنند. علاوه بر آن در دما های پایین تر اگر توسط مقدار خیلی زیاد از بوزون ها یک حالت کوانتومی اشغال شود، حالت پنجم ماده به وجود می آید که به آن چگالش بز-اینیشتن می گویند. مثل ابر میعان در هلیم و یا لیزر خودمون توسط همون فوتون ها که نوعی بوزون هستند. این چگال بز-اینیشتن شکننده است و سرعت نور در اون با توجه به بقیه ی حالت ها نسبتاً پاین است.

حالت 6
چگال فرمیونی Fermionic Condensate
Discoverd in 2003
اما ذرات بنیادی که اسپین آنها کسری است، فرمیون که هم نام فیزیکدان ایتالیایی، انریکو فرمیون است، نامیده شده است. کوارک ها که ذرات سازنده ی پروتون ها و نوترون ها هستند هم فرمیونند. حتی خود پروتون و یا نوترون که هر کدام هم از کوراک (فرمیون ) با رنگ های مختلفی ساخته شدند، هم نوعی فرمیون هستند.
همان طور که گفته شد با قضیه ی اسپین و آمار می شود نشان داد که با عوض کردن جای دو فرمیون همسان تابع موج منفی می شود.بر عکس بوزون ها. به همین علت هم فرمیون ها با توجه به اصل طرد پائولی، در نظریه ی میدان کوانتومی رفتار می کنند؛ که طبق آن، بر خلاف بوزون ها، دو فرمیون همسان، نمی توانند یک حالت کوانتومی مشترک را در فضای هیلبرت اشغال کنند.
حال با سرد کردن فرمیون ها در دمای خیلی خیلی کم، حالت ششم ماده به وجود می آید. البته حالت ششم و پنجم در ساخته شدن ، خیلی شبیه هم هستند

شیمی رنگ

شیمی رنگ
رنگها را معمولا براساس خواص آنها و ساختمان ماده اصلی (ساختمان شیمیایی مواد) طبقه بندی می‌کنند. روش دیگر طبقه بندی رنگها براساس روش مصرف آنها در رنگرزی می‌باشد. روش و تکنیک رنگرزی به ساختمان ، طبیعت الیاف یا شئ مورد رنگرزی بستگی دارد. به عبارت دیگر رنگرزی پشم و ابریشم و دیگر الیاف به دست آمده از حیوانات با رنگرزی پنبه و الیاف به دست آمده از گیاهان تفاوت دارد.

نقش ساختمان شیمیایی الیاف در تعیین رنگ مورد نیاز در رنگرزی همیشه ساختمان شیمیایی الیاف تعیین کننده نوع رنگ مورد نیاز و تکنیک رنگرزی می‌باشد. به عنوان مثال الیاف حیوان مانند پشم و ابریشم از پروتئین تشکیل شده‌اند و دارای گروههای اسیدی و بازی می‌باشند. این گروهها نقاطی هستند که در آنها مولکول رنگ خود را به الیاف متصل می‌کند. پس برای رنگرزی این گونه الیاف باید از رنگهایی که دارای بنیان اسیدی و بازی هستند استفاده کرد.

پنبه یک کربوهیدرات می‌باشد و تنها محتوی پیوندهای خنثای اتری و گروههای هیدروکسیل است. در این نقاط پیوندهای هیدروژنی بین الیاف و رنگ ایجاد می‌شود. پس باید از رنگهای متناسب با خصوصیات الیاف پنبه‌ای استفاده کرد. متصل کردن رنگ به الیاف مصنوعی و سنتزی مانند پلی اولفین‌ها و هیدروکربنها که کاملا عاری از گروههای قطبی هستند، تکنیک و روش دیگری را می‌طلبد. بر اساس روش رنگرزی به صورت زیر دسته‌بندی می‌شود.

رنگهای مستقیم یا رنگهای جوهری
این دسته از رنگها دارای گروهها و عوامل قطبی مانند عوامل اسیدی و بازی هستند و با استفاده از این گروهها ، رنگ با الیاف ترکیب می‌شود. برای رنگرزی پارچه با اینگونه رنگها فقط کافی است که پارچه را در محلول آبی و داغ رنگ فرو ببریم. اسید پیکریک و ماریتوس زرد از جمله این رنگها هستند. هر دو رنگ ، اسیدی بوده و با گروههای آمینه الیاف پروتئینی ترکیب می‌شوند. نایلون نیز که یک پلی‌آمید است، با این رنگها قابل رنگرزی است.

رنگ دانه‌ای
این دسته از رنگها شامل ترکیباتی هستند که می‌توانند با برخی از اکسیدهای فلزی ترکیب شده و نمکهای نامحلول و رنگی که لاک نامیده می‌شوند، تشکیل دهند. روش رنگرزی با این رنگها از کهن‌ترین روشهای تثبیت رنگ روی الیاف بوده است. این رنگها بیشتر برای رنگرزی ابریشم و پنبه بکار می‌رود. در رنگرزی با رنگهای دانه‌ای پارچه یا الیاف ، رنگی به نظر می‌رسند. چون الیاف توسط لایه‌ای از رسوب رنگین پوشانده می‌شود. برای ایجاد دندانه روی رنگها معمولا از اکسیدهای آلومینیوم ، کروم و آهن استفاده می‌شود. آلیزارین نمونه‌ای از این رنگها می‌باشد.

رنگ خمیری رنگ خمیری ماده‌ای است که در شکل کاهش یافته ، محلول در آب بوده و ممکن است بی‌رنگ هم باشد. در این حالت الیاف به این رنگ آغشته شده و پس از جذب رنگ توسط الیاف ، آنها را از خمره خارج کرده و در معرض هوا با یک ماده شیمیایی اکسید کننده قرار می‌دهند. در این مرحله رنگ اکسید شده و به صورت رنگین و نامحلول در می‌آید. رنگهای باستانی ایندیگو و تیریان از این جمله‌اند.

رنگ واکنشی
این رنگها که تحت عنوان رنگهای ظاهر شونده هم شناخته می‌شوند، در درون خود پارچه ، تشکیل شده و ظاهر می‌گردند. مثال مهمی از این گروه رنگها ، رنگهای آزو می‌باشند. رنگرزی با این رنگها به این صورت است که پارچه را در محلول قلیایی ترکیبی که باید رنگ در آن مشتق شود (فنل یا نفتول) فرو می‌بریم. سپس پارچه را در محلول سرد آمین دی ازت دار شده در داخل خود الیاف انجام شده و رنگ تشکیل می‌گردد. به رنگی که به این صورت حاصل می‌شود رنگ یخی نیز می‌گویند، زیرا برای پایداری و جلوگیری از تجزیه نمک دی آزونیوم دمای پائین ضرورت دارد.

رنگ پخش شونده
این دسته از رنگها در خود الیاف محلول هستند، اما در آب نامحلول می‌باشند. رنگهای پخش شونده در رنگرزی بسیاری از الیاف سنتزی بکار می‌روند. به این الیاف گاهی اوقات الیاف آبگریز نیز گفته می‌شود. معمولا ساختمان شیمیایی آنها فاقد گروههای قطبی است. روش رنگرزی به اینگونه است که رنگ به صورت پودر نرم در بعضی از ترکیبات آلی مناسب (معمولا ترکیبات فنل) حل می‌شود و در دما و فشار بالا در حمام‌های ویژه به الیاف منتقل می‌شود

10مورد از زیباترین آزمایش‌های تاریخ!

گر چه دانشمندان تاکنون توانسته اند اجزای تشکیل دهنده ذره های زیر اتمی را در شتاب دهنده ها از یک دیگر جدا کنند، توالی ژنوم انسان را کشف و فعالیت ستارگان دور دست را تجزیه و تحلیل کنند، اما هنوز هم آزمایش هایی توجه دانشمندان را به خود جلب می‌کند که میلیون ها دلار هزینه را در برداشته و جریان بزرگی از اطلاعات ایجاد می‌کند؛ آزمایش هایی که پردازش آن ها توسط ابررایانه ها ماه ها به طول می انجامد. بسیاری از این گروه های پژوهشی توسعه پیدا کرده اند و برای انجام فعالیت با هم مشارکت می‌کنند.
اما باید اذعان کرد که مفاهیم علمی به ذهن های منحصر به فردی که خود را درگیر کشف رازو رمزهای جهان کرده اند، راه می‌یابد. هنگامی که رابرت پی.کریس، از گروه فلسفه دانشگاه ایالتی نیویورک واقع در استونی بروک ومورخ آزمایشگاه ملی بروکهان از فیزیکدانان خواست که زیباترین آزمایش های کل تاریخ را نام ببرند، مشخص شد که ده نفر نخست بیش تر به طور انفرادی کار کرده اند و دستیاری نداشتند.
اغلب آزمایش هایی که درشماره ی September 2002 مجله ی دنیای فیزیک (Physics World) فهرست شده اند را می‌توان روی یک میزکار معمولی انجام داد و به ابزارهای محاسبه ای پیشرفته تر ازخط کش و ماشین حساب نیاز ندارند. چیزی که در همه ی این آزمایش ها مشترک است، همان چیزی است که دانشمندان از آن به عنوان "زیبایی" نام می‌برند؛ یعنی، سادگی منطقی دستگاه های مورد استفاده و سادگی منطقی تجزیه و تحلیل. به عبارت دیگر، پیچیدگی ودشواری پدیده ها، به طور موقت به کناری گذاشته می‌شود و نکته تازه ای از راز ورمزهای طبیعت کشف می‌شود.
فهرست چاپ شده در این مجله به ترتیب عمومیت آن رتبه بندی شده است. در رتبه ی نخست، آزمایشی قرار دارد که به وضوح ماهیت کوانتومی جهان فیزیکی را نشان می‌دهد. این موارد باردیگر به ترتیب دوره زمانی مرتب شده اند که نتیجه آن هم اکنون پیش روی شماست. این فهرست نگرش جالبی از تاریخ دو هزارساله ی اکتشاف را پیش روی ما می گذارد:
ادامه نوشته