شعبده‌باز يكي صافي مخصوص آشپزخانه به دست دارد، يك ظرف بزرگ شيشه‌اي نيز كه تا نصف محتوي آب است روي ميز قرار دارد، و كنار آن نيز يك پارچ شيشه‌اي پر از آب ديده مي‌شود. نمايشگر مقداري از آب پارچ مي‌خورد، و آنگاه صافي را بالاي ظرف بزرگ نگه داشته، و اظهار مي‌دارد: آب در غربال حمل كردن – برخلاف تصور عموم – كاري ساده است! و در اين موقع شروع به ريختن آب در داخل صافي مي‌كند. همه متوجه مي‌شوند، كه قطره‌اي آب پايين نمي‌ريزد. به اين ترتيب تقريباً نصف آب پارچ را در توي صافي خالي مي‌كند. و پس از اينكه با شك و ترديد تمام، چند لحظه آن را روي ظرفشويي نگه مي‌دارد، به آرامي مقدار كمي آب از لبه صافي توي ظرف بزرگ خالي كرده، و خود صافي را هم داخل آب قرار مي‌دهد. سپس از يك تماشاگر نيز مي‌خواهد، كه وي نيز اين كار را تكرار كند و آن وقت مجدداً صافي را از توي ظرف خارج كرده، و به دست او مي‌دهد، و تماشاچي بقيه آب را در توي صافي مي‌ريزد. مشاهده مي‌گردد، كه قطره‌اي آب در غربال (صافي) باقي نمانده، و همه آن پايين مي‌ريزد، دليل اين تردستي چيست؟

به طور خلي ساده، وقتي شعبده‌باز آب را در صافي مي‌ريزد، توي صافي يك كاسه شيشه‌اي بزرگ – از انواع پيركس – قرار دارد، كه خيلي نازك بوده، و غيرقابل رؤيت است. همچنين ظرف بزرگ شيشه‌اي و روي ميز محتوي آب خالص نيست، بلكه داراي «تتراكلريدكربن» و «بنزين» است. وقتي آب دو مايع به نسبتهاي مساوي با هم مخلوط شوند، ضريب شكست آن با ضريب شكست شيشه پيركس يكسان مي‌شود، و اشياي شيشه‌اي پيركس در داخل آن ديده نمي‌شوند. شعبده‌باز هنگام قرار دادن صافي در داخل مايع مزبور، آن را كمي مي‌چرخاند، تا از صافي خارج شده، و داخل مايع به طور معكوس قرار گيرد. پس اساس شعبده‌بازي از اين قرار است: هنگامي كه شعبده‌باز آب را در صافي مي‌ريزد، كاسه پيركس توي آن قرار دارد، اما هنگامي كه از مايع درمي‌آورد، تا آن را به تماشاگر بسپارد كاسه مزبور را توي مايع باقي مي‌گذارد. كه البته كسي متوجه آن نمي‌شود. و مسلماً آب در نوبت تماشاچي از صافي به پايين مي‌ريزد!